۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

در میدان بزرگ قاهره و خیابانهای اطراف بیش از 100 هزار نفر جا نمیشود...اما

صدا و سیمای میلی در تمامی بخشهای خود تظاهرات و تجمع مردم مصر در میدان تحریر قاهره را بیش از 9 میلیون نفر اعلام میکند ، و این در حالیست که در بهترین حالت فقط 1 میلیون نفر در تمامی این مناطق حضور داشتند...دلیل  اینگونه بزرگ نمایی چیست؟/
در تمامی شبکه های خبری دنیا صحنه زیر گرفته شدن مردم مصری در شب گذشته در خیابانها توسط خودرویی سیاسی به نمایش در امد... اما در صدا و سیمای میلی حتی اشاره ای به آن نشده ...چرا ؟؟
چه چیزی آنها را به وحشت خواهد انداخت...
آنها از این  میترسند که ملت متوجه شوند با کمتر از یک میلیون نفر و مقاومت شبانه روزی میتوان حکومتی در ظاهر قوی را از پای در آورد...همین انقلاب سال 57 ایران .. ابتدا با راهپیمایی 12 هزار نفری آغاز شد و در نهایت باعث تظاهراتهای گسترده تر و سرانجام آن شد..من نمیدانم ما ملت از چه چیز اینها وحشت کرده ایم ... دیگر بالاتر از اتفاقات سال پیش مگر میتواند سر ما آید.؟؟. بالاتر از سیاهی رنگی هست؟؟. 
فکری کنیم ... این بار بدون رهبر... رهبر... واژه ای که  از آن به شدت بی زارم...چند سال دیگر... تا کی .. اینگونه  خواهد گذشت..
نظر من این که برنامه ای چیزی داریم برای سال 90  ...دقیق ...و بلند مدت ... پشت هر چیزی تفکر جمعی باشد  به نتیجه خواهد رسید... یک روز نباشد.. بلند مدت و شبانه روزی ..تا به هدف برسیم...

بازگشت دوباره

بازگشت به اینترنت اما خیلی دیر ...کجا بودم؟چه می کردم؟ چه بلایی سرم آمد؟؟ بماند... که این رشته سر دراز دارد...
زمان ، زمان غریبیست .. در نبودم چه ها گذشت وای ...چقدر همه عوض شدندن.......ملت پیر تر از قبل شدند.. همه افسرده و دل خونند...بعد این همه وقت ..(یک سال و اندی)..وبعد از بازگشت از سیاه چال زمان.. جایی که نمیتوانم بگویم ..و اگر بگویم ..همه خواهند فهمید .............بر صف نان رفتم  بسیار خلوت بود...پیرزنی دیدم 1500 تومان پول خرد به دست داشت و به نانوا داد و گفت 15 تا نان بده .. و بعد زیر لب چیزی گفت : میخواست که همه بشنوند..اما آرام گفت: و من شنیدم پیرزن چیزی را نثار رییس دولت کرد و من دیگر تعجب نمیکنم که در این زمان سخت پیرزن ها هم مانند پیرمردها داری چیزی شوند و آن را نثار رییس بیکفایت دولت بکنند..به هر حال باز گشت من شاید موقت باشد ..فعلاً هستم...تشکر از دوست و برادر عزیزم که مرا در همین روزهای اول بازگشت.. به بالا بالا ها دوباره راه داد... ممنون...

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

شاید این جمعه بیاید؟!شاید....

یه روز یه عربه به مسیحی میگه چراشمامسیحیااینقدر پول دارید؟مسیحیه میگه:خدا یه چک داد به مریم،مریم چک داد به عیسی اونم دادش به ما.مسیحیه گفت:شما چرا اینقدر فقیرید؟عربه گفت:ولک،خودش خدا یه چک داد محمد محمد دادش علی علی داد حسن حسن داد حسین تا یازدهمی رسید به دوازدهمی،چک و گرفت غیبش زد.حالا شاید این جمعه بیادنمیدونم شاید اون جمعه بیاد .نمیدونم.

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

وعده دیدار//ظهر روز عاشورا//فردا روز خونه یزید سرنگونه//فردا روزیست که خون خواهم داد

فردا عاشوراست //به خودت سیلی بزن.. تا خواب از سرت بپره.. نه خواب جسمانی .. خواب وجدانی .. وجدانتو بیدار کن رفیق..ببین اطرافت چه خبره..بیدارشو و اطرافیانت رو بیدارکن .. فردا روزیست که خون خواهم داد..رستاخیز خون خواهد بود.. فردا فریاد بر خواهم آورد :زنده باد آزادی: که گمشده ی تاریخ سی ساله ی استبداد حاکم بر ایران است.. فردا مرا تنها نگذاررفیق

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

يك فرد فعال در يگان ويژه ي تهران: اگر ما 50هزارنفر بوديم مردم 20برابر ما بودند..

خبري از زبان يك نيروي يگان ويژه ي تهران در مورد حماسه ي روز 13 آبان..در روز 13 آبان اگر ما 50هزار نفر نيرو داشتيم .. مردم 20 برابر ما بودند..گفتهايش را بدون كم يا اضافه مينويسم..::
ما در اين روز كتك كم نخورديم..در بعضي خيابانها بيشتر در حال فرار و ترك كمين بوديم..جمعيت زياد بود..يكي از بچه ها كه گير افتاده بود كتك زيادي خورد و وضعش خراب بود كه همون مردم..كه سبز بسته بودن ..بردنش بيمارستان.. داخل يگان اون روز5نفر مفقود شدن كه الان معلوم شده فرار كردن..مردم خيلي عصباني بودن.. همين چند روزم كه هنوز ماموريت و اماده باشمون تموم نشده نگاه مردم خيلي سنگينه و انگاري دارن فحش و نفرين ميكنن..ما هم نگرانيم..براي 16 آذر هم مثل اينكه شلوغ ميشه ..خسته شديم:::
اين گفته هاي يكي از بچه هاي يگان ويژه ي تهران بود كه با اعضاي خانواده اش تلفني تماس داشت..اما نكته اينجاست كه احتمالا" در روز16 آذر نيرو ازشهرهاي اطراف تهران به مركز فرستاده بشه .. چرا كه به گفته ي اين فرد.. اسيب ديدگان يگانهاي حكومت بيش از اين چيزيست كه گفته شده.. اما روز 13 آبان وحقيقت حضور ميليوني مردم .. در آينده بيشتر نمايان خواهد شد .. و اينكه حضور در كوچه ها ..مشكل اين يگان بود ..مردم در دسته هاي 5 تا 10 هزار نفري .. چون متمركز نبودند..يگانها پراكنده شدند و آسيب پذير جلوه دادند..نكته ديگر روشهاي مبارزات مردم در كوچه هاي تنگ و پس كوچه هابود.. مردم از بالاي پشت بامها ..با هر وسيله اي جلوي موتور سواران را سد كرده بودند .از جمله پرتاب موزائيك كه باعث شد تعدادي از اين دژخيمان مجبور به ترك محل بدون موتور خود شوند..و فرار برقرار ترجيح دهند..اطمينان داشته باشيد كه ما پيروز خواهيم بود.. ما بي شماريم.

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

.آنفولانزا نوع Aبسيار خطرناك است.//لطفا" براي دوست بالاتريني دعايي كنيد

هموطن مراقب باش..آنفولانزا نوع Aبسيار خطرناك است.. يكي از دوستان.. عزيزم كه عضو جامعه ي مجازي بالاترين هم هست. متاسفانه.. به اين بيماري مبتلا شده ..مدتي از ايشان بي خبر بودم .. با خانواده اش تماس داشتم .. مثل اينكه در بيمارستان بستري شده ..از ناحيه ي ريه بسيار آسيب ديده.. لطفا" براي ايشان دعايي كنيد و براي تمامي هموطنان بيمارمان آرزوي سلامت.. اميدوارم همه ي دوستان كاملا" بهداشت را رعايت كنند.. متاسفانه آقايان و خانمهاي وزارت بهداشت هنوز تصورشان اين است كه اين نيز بگذرد.. اما به چه قيمت.. براي همه ي شما آرزوي سلامتي دارم ..رفقا....

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

تن فروشي فقط 5 هزارتومان// اتومبيل دختر محصولي چه قيمت است؟

چرا بايد دختري جوان از نداري در مقابل فقط 5 هزارتومان تن فروشي كند..اتومبيل دختر محصولي چقدر قيمت دارد؟وزيري كه در آمدش 66 برابر رييس جمهور كشوري ديگر است .چگونه اين ثروت را اندوخته ؟؟ چرا من اينقدر پول ندارم؟
دختري را ديدم كه بر چهار راهي ايستاده بود و با مرد ميانسالي كه در خودروي 206 نشسته بود بحث ميكرد. از فردي كه در جريان ماجرا بود پرسيدم . گفت: دخترك بدكاره است .. او حاضر شده در قبال مبلغي اندك خودش را بفروشد.. وقتي فهميدم به غيرتم برخورد .ميخواستم به او كمك كنم ..تا حد اقل امروز اين كار را نكند. دست در جيب كردم .. ديدم منهم جيبم خاليست خجالت كشيدم..
شرم كردم .. چشمانم را دزديدم و رفتم........